شاید زود باشه نوشتن از اینهایی که میخوام الان بنویسم و شاید هم خیلی دیر... شاید هنوز خیلی کارا مونده برای جواب گرفتن شاید هم همه چیز اوکی شده باشه...اما بهرحال الان دلم میخواد بی هیچ دلیلی بنویسم از برنامه هایی که خیلی وقت پیش فکرش پیچید توی کله ام و با ورود امیرحسین به دنیام بیشتر ریشه داد و حالا دو تایی رسیدیم به جایی که انگار وقت وقت قدمهای بزرگه...
قبل از ازدواج فکر رفتن بود... رفتن به کلاسهای تافل و سرچهای الکی تو وبسایتهای دانشگاهها... سر کار رفتن باعث شد کمتر فکر کنم... انگار یه چیزی هنوز من رو به ایران و این سیستم وصل کرده بود...
امیرحسین که رسید... امیرحسین که همراهم شد... امیرحسین منو نشوند پای کامپیوتر...دستمو گرفت که برای امتحان آیلتز امتحان بدم... کمکم کرد واسه هزار تا استاد تو هزار تا دانشگاه تو هزار تا کشور ایمیل بزنم... کمکم کرد روزمه قوی تری داشته باشم... کمکم کرد تا بالاخره سه تا پذیرش تپل رسید دستمون ... استرالیا، کانادا، سوییس....
آزاد کردن مدرک لیسانس، آزاد کردن مدرک فوق لیسانس، امتحان آیلتز، نامه دادن برای کلی استاد، ترجمه مدارک و ریز نمره ها، در به در دنبال کردیت کارت گشتن، گرفتن پذیرش سیدنی، منتظر بورسیه بودن، گرفتن بورسیه کامل از دولت استرالیا، اقدام برای ویزای استرالیا، گرفتن پری ویزا دو روزه، منتظر موندن و موندن، گرفتن پذیرش از کانادا، مکاتبه کردن، ویزای کانادا، تستهای مدیکال، ترجمه کلی سند و مدرک، پذیرش سوییس، در به در یه پوزیشن خالی، روزی هزار بار ایمیل چک کردن... هنوز انتظار ویزا...هنوز منتظر...
اینهمه مراحل طی کردن و هنوز منتظر بودن...
پذیرش گرفتن سخت ترین بخش ماجرا نبود هرچند خیلی خوشحال کننده بود... حالا وقت ویزا بود... گرفتن بورسیه کامل از استرالیا و فاند کامل از کانادا و سوییس بهم اعتماد به نفس داده بود... امتحان GRE نداده بودم اونموقع ها برعکس حالا... وگرنه حتما از دانشگاههای امریکا و کانادا بازم پذیرش میگرفتم... مدرک دکترا برای من ایده آل نبود اما در کنار اهداف دیگه می تونست دستاورد خوبی باشه...
افتادیم به کارای ویزا... آخر این ماه احتمالا جواب کانادا و استرالیا میاد و 99 درصد ویزا خواهیم داشت اما احتمال اون یک درصد هنوز داره منو قلقلک میده...تا جایی که من و امیرحسین برای موندن هم هزار تا برنامه داریم همونطور که برای رفتن... از نظر ما احتمال بودن و نبودن در ایران یکسانه...
بهرحال ما یا یکماه دیگه میریم استرالیا...یا شش ماه دیگه میریم کانادا ...یا کلا تا ابد می مونیم در وطن... تا چه پیش آید و چه به صلاح باشد...
