پروردگارا! به ما بیاموز که عین آدم بنشینیم و فیلم تماشا کنیم... دیگر شوخی شوخی با فیلم "راز" هم شوخی؟؟ چه کسی را دیده ای که این فیلم را یکی در میان ببیند؟؟؟
خداوندا! به ما قدرتی عنایت بفرما تا بفهمیم رییس یعنی چه، و کارمندی یعنی چه؟؟! و مافوق یعنی چه؟؟!
ربنا! این بالهای کذایی را از ما بگیر و به جای اش یک فقره اراده محکم و مصمم عنایت فرما تا این از این شاخه به آن شاخه پریدن از کله امان بیفتد و در این سن و سال بفهمیم از زندگی امان چه می خواهیم...
الها! به ما بفهمان خودخواهی و لجاجت هم حدی دارد و انسان فهیم باید در برخی شرایط کوتاه بیاید!
آفریدگارا! روابط عمومی ما را تنظیم موتور بفرما که جایی که باید کار کند و جایی که نباید از کار بیفتد...نه اینکه بالعکس عمل کند و رسما حالمان را بگیرد...
پرورده مارا* ! به ما بفهمان که اندکی لطافت و ملایمت در زندگانی و به وقتش لازم است...
خدایا! ما را از شر جوگیری های گاه به گاه و گاهی نیز همیشگی برهان که ما خودمان هم حنایمان پیش خودمان رنگی ندارد بس که جوگیر میشویم و می دانیم که جوگیر شده ایم...
پروردگارا! اندکی جسارت به ما بده تا ریسک پذیری امان بالا رفته و کاری کنیم کارستان...
الهی! دل ما را به تپیدن وادار بفرما و به آن بیاموز که خودخواهی را بی خیال شود و تالاپ تولوپش را جدی بگیرد...
آفریدگارا! بدجنسی را از ما بگیر و این برق شیطنت واری که گهگاه از مردمک چشمانمان به بیرون می جهد بلکه رستگار شویم....
خدایا! چه دوست ترم می داری**....
پ.ن: الهی آمین!
پ.ن: بعضی وقتها ادای کسی را در می آورم که ناتوان با زانو بر زمین می افتد و دیگر نای بلند شدن ندارد... بعد وقتی که افتادم خنده ام میگیرد و می گویم : "خاک بر سر بی عرضه ات کنن!!! پاشو..بسه این ادا و اصولا"... آنوقت است که می گوییم : "بچرخ تا بچرخیم"...
* کش رفته ایم این واژه را از کتاب "شبانی که دستهای خدا را می شست"... از هیوا مسیح...
** عین (*) :دی



