شدیدا و اکیدا و تحقیقا و عمیقا توصیه می شود که حتما یک بار در زندگانی لذت دفاع کردن را بچشید ... اوکی..اوکی...لطفا عصبانی نشوید... قبلش هم تا می توانید اجازه دارید غر بزنید و سر جماعت وبلاگی و غیر وبلاگی را بعبارتی بخورید و روی اعصابشان پیاده روی نمایید... :دی... ولی این دفاع کردن قبلش مکافات است و بعدش دنیایی لذت...اصلا ما حاضریم یکبار دیگر هم دفاع کنیم...اصلا کی گفته دفاع کردن نگرانی داره.. اضطراب داره...فقط یه ذره یه هفته قبل ترش بی خوابی به سراغتان می آید... و کمی تا قسمتی احساس می کنید که به کل هر چه تا بحال خوانده اید و می دانسته اید به سان اثر الکل بعد از یک خواب طولانی پریده است... و سپس دو سه روز مانده به دفاع آنچنان به زمین و زمان می توپید که انگار قرار است چه شق القمری بکنید...و اصولا شما تنها کسی هستید که در زندگانی به این امر خطیر می پردازد... و شب دفاع هم که اصولا قلبتان اندر دهانتان بوده و کلا غذا از گلویتان پایین نمی رود اما برای حفظ آبرو به روی خودتان نیاورده و سعی میکنید نشان دهید که چقدر همه چیز رله می باشد... و شب هنگام ساعت دو از خواب بیدار شده و دیگر خوابتان نمی برد و تا ساعت سه و نیم یک سری در رختخواب به دفاع می پردازید (اوا خاک عالم..چه حرفا!!)... صبح هنگام سر و مر و گنده از خواب برخاسته و هنگام دفاع عین خیالتان نمی باشد... تو بگیر انگار قرار است جک تعریف کنی... آی آرام می شوید...آی شیطنتتان گل میکند...آی احساس فیلسوف بودن می کنید...اصلا علامه دهر که می گویند خود شمایید و بس...تازه استاد راهنمایتان اینقدر از شما تعریف می کند... و آنقدر به شما اعتماد به نفس می دهد که نگو و نپرس ...لذا دفاع را انجام داده و سوالات را هر طور که دلتان می خواهد آنچنان با چهره حق به جانب جواب می دهید که خودتان هم می مانید در عجب این همه پر رویی... و سپس منتظر می مانید تا نمره اتان را بگذارند کف دستتان... شما که خودتان بهتر از هر کس دیگری می دانید که چند مرده حلاج بوده و هستید...منتظر می ایستید و اصلا انتظار ندارید که استاد راهنمایتان رای هیات ژوری را "بیست" معرفی کند... و شما که بعد از مدتها قرار است عدد 20 را بعنوان نمره مشاهده فرمایید... قند در دلتان آب شده و بسیار خرسند می شوید...اینقدر که دلتان می خواهد هی دفاع بنمایید...
القصه اینهمه بدو بدو و غر زدن و عصبی شدن و خل و چل بازی و سر و کله ملت رو خوردن و لوس بازی و عنق بازی... همه چیز در عرض یکساعت تمام می شود ... و شما می مانید و یک نمره و یک عالمه خاطره....
پی نوشت: عجب روز دلنشینی بود...احساس آرامش شدید میکنم...
پی نوشت: به به... خوشمزه ترین قسمت..بخش هدایاست... اگه بدونید چقدر کادو گرفتم من!!!!
پی نوشت: ما که آدم نمی شویم... بهرحال هنوز دکترا هست و الخ....
پی نوشت: مرسی از دوستانی که اومدن...مرسی از دوستانی که زنگ زدن...مرسی از دوستانی که اس ام اس زدند...مرسی از دوستانی که کامنت گذاشتن... و مرسی که اینقدر لوس بازیامو تحمل کردید ...ایشالله تو دفاع شما جبران می کنیم :دی
پی نوشت: بخدا من اینقدر لوس نیستم... اما خب غر زدن پتانسیل کاری ادم رو بعضی وقتا بالا می بره.... :دی
پی نوشت: ما خیلی خوشحال می باشیم...
