مجموعه سریال جومانگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 21 اسفند ماه سال 1386

برنامه زنده تلویزیونی...محری برنامه آیت....... «ه. ی »

 

مجری: مردم باید شناخت کافی روی کاندیداها داشته باشند تا بتونند خوب انتخاب کنند و رای بدن...

 

مهمان برنامه: یک جکی داریم ما میگه که: «یه روزی به یه آقایی میگن پشت سر فلانی نماز بخون... این آقا میگه من شناختی ندارم نسبت به این اقا پس پشت سرش نماز نمیخونم ..بعد بهش میگن: اتفاقا تا نمیشناسی اش نماز بخون چون اگه بشناسی اش دیگه اصلا حاضر نمیشی وایسی...»

 

مجری برنامه با چشمهای از حدقه در آمده...

 

مهمان برنامه تازه فهمیده چه گندی بالا اورده است: اصولا باید بشناسید کاندیداها رو و....»

 

مجری برنامه: قسمت بعدی رو ببینید

 

پی نوشت: یه روز موندم خونه نشستم پای تلویزیون ها... حالا بماند که قبلش کلی با مجری کل کل کرد که تو نشستی اینجا که فقط با من بحث کنی..مخصوصا میخوای نفهمی حرفای من... و الخ...

 

ترانه امروز+ شعر امروز:

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی/ آهنگ اشتیاق دلی دردمند را/ شاید که بیش از این نپسندی به کارعشق/ آزار این رمیده سردر کمند را/ بگذار سر به سینه من تا بگویمت/ اندوه چیست عشق کدام است غم کجاست/ بگذار تا/ بگویمت این مرغ خسته جان/ عمریست در هوای تو از آشیان جداست/ بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح/ بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب/ بیمار خنده های توام بیشتر بخند/ خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب/ دلتنگم آنچنانکه اگر بینمت به کام/ خواهم که جاودانه بنالم به دامنت/ شاید که جاودانه بمانی کنار من/ ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

 

پی نوشت: همچین میگه "بیمار خنده های توام بیشتر بخند"... لبخند می نشیند روی لبهایمان... یا از خودشیفتگی مزمن است..یا یاد لحظه های خوش می اندازمان :)