نکته اول: اینجانب مصداق کامل "عقل سالم در بدن سالم" می باشم و از آنجا که معمولا عقل سالمی در من یافت می نشود لذا در اکثر ایام یک جای بدن بنده مشکل دارد...مثلا اگر عقلمان سر جایش باشد..اصولا باید شب بخوابیم...اما چون نیست...شب هزار و یک جور فکر ناجور و جور (واج آرایی جور بود:دی) به ذهنمان میرسد... و تا خواب می آید روی پلکهایمان پیاده روی کند ساعت لعنتی صدایش در می آید و ما باید سر کوچه منتظر ماشینمان باشیم... و همین بی خوابی باعث می شود که ما پا درد بگیریم..حالا پا درد چه ربطی دارد به کم خوابی الله اعلم... از دیگر کمالات ما این است که تا کمی...فقط کمی..آن ته ته های ناخودآگاهمان درگیر یک چیزی میشود معده امان از مرکزش تیر میکشد..و این فرایند تیرکشی کلافه امان می کند...و ما وقتی به اعماق ناخودآگاهمان می رویم می فهمیم قضیه از کجا آب می خورد... همانا عقلمان از کار افتاده که به مسائل جزیی اینهمه بها می دهد... از سویی دیگر... کافی است کمی عقلمان را بفرستیم تعطیلات تا هرکاری دلش میخواهد بکند...مچ دست راستمان قفل میکند...انگار منتظری هر آینه یک تقی بکند و قفلش باز شود... از کمر بهتره نگم... که اصولا بی عقلی همانا و کمر درد هم همانا...از آنجا که من خیلی قرار است تازگیا به بدن خود توجه نشان بدهم... فکر کنم یک پروسه عظیم لازم است برای سرویس کردن این عقل!!!
م.ن: هر بار هم خواستیم برویم دکتر...دکتر وسط مطب جلوی مادر گرامی زد وسط حالمان که این دختر شما خواسته خودشو لوس کنه...هیچی اش نیست :اس
نکته دوم: روزهای هیجان انگیزی را میگذرانم... دلمان هی هری می ریزد..دوباره جمعش میکنیم...دوباره هی میریزد... و این میان دلمان گرم است و خوش ...به حضور تو... که می دانم تنهایم نمیگذاری... که بودنت یعنی همه آرامش دنیا....
اگه قهر کردم و گفتم دارم از خونه میرم بگو نرو/ درو وا کردم و گفتم واسه همیشه میرم بگو نرو/ اگه گفتم دیگه دنبالم نیا . گوشه کنار منو نپا/ شب تا سحر چشمام بیدار . برو تو خواب من نیا/ بگو نرو پیشم بمون . دوستت دارم . اینو بدون/ بگو نرو پیشم بمون . دوستت دارم . اینو بدون/ اگه ناز کردم و با عشوه صدا کردم/ یه قطره اشک تو چشمام بود . یواشکی نگات کردم/ یواشی رامو کج کردم . یا جای منه یا تو/ بد اخلاقی و لج کردم . که جون منه یا تو/ نگاهی توی چشمام کن . منو عاشقم فردام کن/ یه جوری التماسم کن . با گریه هات کبابم کن/ آخه من رفتنی نیستم . بی تو موندنی نیستم/ دلم بید و تو مثل باد . ولی لرزیدنی نیستم
پی نوشت: شان نزول عنوان بر میگردد به تناول مقادیر انبوهی آلو برقانی طی دو سه روز اخیر... خداوند عاقبتمان را بخیر بگذراند الهی آمین


