هفته تمام نشده اما سه شنبه شب که می رسد برای من یعنی تعطیلات آخر هفته..هر چند که فردا و پس فردا دانشگاه تهران در انتظار حضور مبارک اینجانب می باشد که با تمام قوا در امتحان عظیم دکترایش شرکت کنم و کلهم اجمعین روی جماعت شیمیدان دنیا را سفید کنم... و هر چند بعد n سال تشریف بردیم سر وقت واکنشهای قدیمی و سری به آن آزمایشگاه دوست داشتنی زدیم و برای خودمان کاری دست و پا کردیم که رس امان را قطعا خواهد کشید... اما همین که قدم در آن کارخانه کذایی نمی گذاری تا شنبه..خودش خوشبختی عظیمی است..فلذا می رویم که داشته باشیم یک آخر هفته هیچان انگیز را!!:دی
این هفته... چهار روز سنگین کاری داشتیم... پلاس (:دی...به کسر پ ...این یعنی من خارجی دارم میشم!!) دو روزش که از سر کار فرتی رفتیم دانشگاه... ایضا پلاس داشتن دو بیمار...یکی قلبی..و یکی مغزی را از زیر تیغ جراحی گذراندیم و قریب هفت ساعت در انتظار پایان جراحی ماندیم و سه روز پشت در آی سی یو منتظر ماندیم بهوش بیایند... و خدا را شکر که به خیر گذشت... پلاس امتحان دکترایی که فردا و پس فردا داریم... جمیعا می شود یک اعصاب خرد کنی جانانه..اینقدر که پریشب مامان جانمان چند دقیقه ای آمدند پهلویمان خوابیدند و بغلمان که کردند ما کمی گریه امان گرفت..فقط کمی...
از همه بدتر اینکه... بداخلاق و غرغرویی شده بودیم که نیا به تماشا!! حالا شما که دور بودید ... تصور بفرمایید آقای مهربان ما چه کشیدند این چند روز... کلا خداوند صبرشان دهد انشالله... ما ضمن اینکه از همین تریبون آزاد مراتب شرمساری خود را اعلام می داریم... از صبوری و مهربانی ایشان تشکر کرده و کلی ذوق مرگ می شویم که ایشان را داریم...
پی نوشت: آقای الف..رییس آینده کارخانه..اگر حقیقتا رییس باشد... به محض به ریاست رسیدن رسمی... باید یک کار اساسی بکنند..آنهم اینکه مرا اخراج بنمایند... چرا که در تمام این مدت هر وقت مرا دیده...یا روی میز کامپیوتر اتاق منشی اش نشسته ام و هر هر کرکر می خندیدم..یا لیوان چای به دست در راه پله ها آویزان بوده ام...یا کتاب می خوانده ام... یک بار هم آنچنان ترساندمش با پرش فوق العاده ام که نزدیک بود با آن قد و قامت بیفتد روی دستمان ...
پی نوشت: کارگری که داریم که هر چند وقت یک بار می آید به رفت و روب خانه... این آقا کلا انسان جالبی است.. همین الان تلفن کرد و جای سلام فرمودند: "شما کار و زندگی ندارید اینقدر تلفن اتان اشغال است؟؟"!!!!!!!!!!!!!!!! فردا گویا روز کارگر می باشد... یادمان باشد فردا برایش یک شعر آماده کنیم در بدو ورود وقتی از روی فرش قرمز رد میشود زیر لوای حمایت از حزب کارگر بخوانیمش... والا!!!!!!



