... من زنده ام... هنوز اکسیژن در هوای تهران هست برای نفس کشیدن... من زنده ام... چرا که هنوز کسی چاقو به رویم نکشیده است ...کسی پایش را روی گلویم فشار نداده است...کسی از گل نازک تر به من نگفته است... من زنده ام ...هنوز میشنوم... میبینم...می فهمم...هنوز بغضهایم را پشت لبخند نقابها پنهان میکنم... من زنده ام...هر بار بعد از طلوع خورشید با جیک جیک گنجشکهای محله امان میخوابم و با اذان ظهر بیدار میشوم... من زنده ام... هنوز تلخی قهوه را سر میکشم و میخندم به سرنوشت حک شده در ابهام خطوط قهوه ... و به سادگی زنده بودن... هنوز صدای قلم بر عرصه کاغذ را میشنوم... و گم میشوم در خط خطی های مدام... هنوز میخوانم... من زنده ام... هنوز قلبم میتپد... لبم میخندد... چشمم بغض میکند... دلم نگران میشود... هری میریزد... هنوز زنده ام... به فردای نیامده می اندیشم...به گذشته رفته مینگرم... دو دستی امروز را میچسبم... و هنوز ماهی زمان از دستم لیز میخورد... من زنده ام... شادی میسازم با اندوه... تردید میکنم... قدمهایم میلرزد... با خودم میجنگم... چون هنوز زنده ام... به خودم سخت میگیرم...چون هنوز زنده ام... شیرینی خامه ای را میلعم و خامه اش را عمدا روی صورتم می مالم...شوخی میکنم... فیلم میبینم.... به موسیقی گوش میدهم... و هنوز زنده ام...
اینها میشود روزمرگی؟؟؟؟
هنوز بهانه هست برای زندگی کردن.. هنوز بهانه هست برای بیدار شدن، هنوز دلیلی هست در خیره شدنهای مدام ... هر قدر کوچک...هر قدر بزرگ... هر قدر دست نیافتنی... هر قدر نزدیک... شیرین مثل خامه های کیک...
میگوید خسته ای... احتیاج داری به یک استراحت حسابی... جور میکنم دو سه هفته دیگه با دوستات یه مسافرت بری... و من حتی نگاهش نمیکنم که بفهمد در چشمهایم چه خبر است...حتی نمیگویم که من حتی حق خسته بودن را هم از خودم میگیرم...مثل حق گفتن که هر بار که میگویم تا مدتها خودم را سرزنش میکنم... یا حق نتوانستن... که نتوانستنی نباید باشد... اما هنوز بهانه ها هست برای زندگی کردن... بودن در لحظه های در حسرت آرامش را که نمیگذارند به حساب همه عمر که به قول رفیقمان ...میگذرد... چه وقت خوشی...چه وقتی که درد هست... زمان میگذرد...
پ.ن: دلیل منطقی و قانع کننده ای برای نوشتن اینها نیست...یا گفتنشان... حتی دلیلی نیست که چرا به خودم حق دادم.... که چرا باید برای هر چیزی دلیلی باشد...
پ.ن: خودم دل خودم را خوش هم میکنم... آخه هنوز زنده ام هه... |