هذیانهای یک ذوق زده تعطیلی ندیده +side effects of holidays

- مگر چقدر راه مانده بود؟؟هوم؟؟؟...اصلا گیریم خیلی...خیلی زیاد...شاید خیلی هم زیادتر از عمر من و تو...اما مگر من و تو همسفر شده بودیم که فقط برسیم به مقصدی....جایی...هوم؟؟

 

- با که میگویی...از چه میگویی.... از کدام راه و هدف و مقصود حرف میزنی... ما مدتهاست گم شده ایم... گم کرده ایم.. هم را..هدف را... راه را...

 

- سنگدلی رفیق...سنگدل!!

 

- دیر دیدی رفیق....دیر!!

 

- نگو ندیدی.. نگو... این ندیدن درد روزگار ماست... و پر دردتر از آن دیدن است و نفمیدن... و بدتر..فهمیدن است و چشم بستن...

 

- و تو کدام را؟؟...ندیدی، نفهمیدی،چشم بستی...کدام؟

 

- دیدم، فهمیدم... خواستم که ببینم... و آمدم..به امید اینکه تو میفهمی...میبینی... و میخواهی ببینی که مهم با هم بودنمان است و بس... مهم خواستنمان است برای رسیدن به هدف... گیریم نرسیدیم...گیریم راه سخت بود و کوره راه بسیار...

 

- بس است...برای خاطر خدا بس است...تمام این سفر بی بازگشت شعارهای روشنفکرانه این روزگاران را سر میدهی...روزگاری که در آن عشق و خواستن کالای لوکسی است دست نیافتنی...یا آنچه که پشت ویترین موزه ها به تماشا مینشینیم و تکه های قلابی اش را از بازار مشترک میخریم و سر هم میکنیم و به نام عشق به خورد هم میدهیم...بس است...

 

- من هیچوقت به تو دروغ نگفتم...هیچوقت به دروغ نگفتم دوستت دارم...هیچوقت....

 

- من تو را به دروغگویی متهم کردم؟؟ تو هم نمیدانستی...تو هم نمیدانستی که عشق را به غلط یادت داده اند...

 

 

 

پ.ن: این ماجرا اصلا و ابدا ادامه ندارد...همین جا ختم به خیر (؟؟) اش کنیم و صلوات بفرستیم بهتر است... این معما شبیه به راز خلقت مرغ و تخم مرغ است.... حالا چه جوری این دعوای زنا شوهری رو ختم به خیر کنیم... اومممممم... خب بابا...بیاید همو ببوسید... خب به سلامتی... بقیه اش دیگه پای خودتون...

 

پ.ن:  این نه منم...

 

پ.ن: بی زحمت یکی یه آگهی بده تو روزنامه... که یه نفر با مشخصات اینجانب گم شده ...به یابنده مژدگانی اهدا میشود...فقط جان من ننویسید :             "ضمنا نامبرده دچار اختلال حواس میباشد..."

 

پ.ن: این فاصله ای که در خط بالا میبینید رو پاک نکردم تا به این تاریخ ثبت بشه که بعد از مدتها تایپ کردن امروز در همین زمان فهمیدم که اگه tab رو فشار بدی فاصله می افته...اینجوری:   هی       هی...

 

پ.ن: اینم برای سارا جان: سارا جان فتیله...فردا هم تعطیله

 

پ.ن جدی: فقط اینجاش مال تو....ببخشید اگه مجبورت کردم کاری رو بکنی که دوست نداری...