اگر توانستی عاشقم کنی ... آنگاه تمام زندگیم مال تو

 

(تو یه وبلاگ خوندم یادم نبود کجا وگرنه حتما لینکش میکردم.)

 

دلم میخواد هر کاری دلم میخواد انجام بدم!!!

دلم یه مسافرت با قطار میخواد به مشهد...

دلم آهنگ مهرداد میخواد...


من مات مات از بازی شطرنج عشق می آمدم
 شاه مهره دل ر فته بود من لاف بردن میزدم


دلم لوبیا پلو میخواد...

دلم میخواد با فرشته – دوستم- یه دل سیر حرف بزنم

دلم میخواد زودتر برم سر کار...

دلم میخواد بابا اینقدرنگه فوق لیسانست رو که گرفتی باید بری کانادا...

دلم میخواد از شر یکی خلاص بشم...

دلم میخواد اینقدر بهم زنگ نزنه.

دلم میخواد موبایلم یه هفته خاموش باشه.

دلم میخواد به هیچی فکر نکنم...

 

دیگه روم نمیشه برم پیش خدا و ازش عذر خواهی کنم... ایندفعه وقتی به قولم عمل کردم می رم پیشش و شکرش میکنم. شاید اونموقع روم بشه بابت تمام بدیها و بدقولیها عذرخواهی کنم.

 

باید یه کاری بکنم تا بتونم از تمامشون دل بکنم. نمیدونم چرا شجاعتش رو پیدا نمیکنم. باید دست به کار بشم. هروقت تصمیم میگیرم برای برداشتن قدم اول سست میشم. باید همه اشون رو بردارم. از جلوی چشمم.

بذار ببینم ازکجا شروع کنم؟؟؟