راستی چی شد؟؟ چه جوری شد؟؟...

قبل التحریر: تصمیم داشتیم کل "ای کاش" هایتان را بگذاریم اینجا در ملا عام که جماعتی بخوانند و درس عبرتی بشود برای خلق الله...اما قسمت نبود... سه بار با اعمال شاقه تایپ نمودیم هر بار به طریقی از عرصه گیتی محو شد...لذا گمان برمان داشت دست استکبار جهانی در کار بوده و ما را چون یارای مشت کوبی بر دهان استکبار جهانی نیست... فلذا سرمان را پایین انداختیم و گفتیم تو را چه به "ای کاش" های جماعتی آرزو به دل... باشد که خودمان به آرزوی دلمان برسیم و بقیه هم ایضا... ققط این میان آرزوی آن دوست عزیز باشد که سریع الاجابه باشد که آرزو فرمودند "ای کاش تو اینقدر درس نمی خواندی..."... و ایضا "ای کاش"  "تو" عزیز دل... که میدانی تنها کاشف واژه های "دوست ات دارم" ای هستی که بدجوری بر دلم نشسته است... :)

 

ما یک خبطی کردیم و جلوی سرشیفت این شیفت کارخانه قمپز در کردیم و حالا مانده ایم اندر حل این مساله ریاضی... باشد که مخمان کار کند...از کلیه دوستان و آشنایان و اقوام که در زمینه ریاضیات سر رشته دارند تقاضا میگردد در حل این مساله ما را یاری نموده و جوانی را سرخوردگی اجتماعی و تبعات آن رهایی بخشند..یادتان نرود که "بنی ادم اعضای یکدیگرند و الخ"...هر کس خواست یه کمکی به این بینوا بکنه... بی زحمت بگه یه توضیح مبسوط بدم براش سخته توضیحش... اعلام آمادگی بفرمایید لطفا

 

اصل التحریر:  چه حال خوشی دارد شنیدن صدایت... وقتی نیستی...

 

ترانه امروز: قسم به عشقمون قسم/همش برات دلواپسم/قرار نبود اینجوری شه/یهو بشی همه کسم/راستی چی شد ، چه جوری شد/اینجوری عاشقت شدم/شاید میگم تقصیر توست/تا کم شه از جرم خودم/ به ملاقات آمدم ببین که دل سپرده داری/چگونه عمری از احساس عشق شدی فراری/نگاهم کن دلم را عاشقانه هدیه کردم/تو دریا باش و من جویبار عشق و در تو جاری/ من از پروانه بودن ها/  من از دیوانه بودن ها/ من از بازی یک شعلهٔ سوزنده که آتش زده بر دامان پروانه نمی ترسم/ من از هیچ بودن ها/ از عشق نداشتن ها/ از بی کسی و خلوت انسانها می ترسم/ من از عمق رفاقت ها/ من از لطف صداقت ها/ من از بازی نور در سینهٔ بی قلب ظلمت ها نمی ترسم/ من از حرف جدایی ها/ مرگ آشنایی ها/ من از میلاد تلخ بی وفایی ها می ترسم