میدونم دیر شده اما باید عید غدیر رو به همه تبریک بگم. مبارک باشه به همه اتون بچه ها!!

 

امروز رفتم تو باغچه خونه امون چند تا پیاز گل نرگس کاشتم. فکر کنم تا چند وقت دیگه در بیاد. فقط اگر چیزی در مورد کاشت گیاه میدونین بهم بگین که خدایی نکرده خراب نشن... اولین باره که گل میکارم...

 

چهار سال پیش برای اولین بار برای یادگیری دف پیش یکی از اساتید معروف رفتم اما به دلایلی ازش خوشم نیومد و دیگه به  کلاس این آقا نرفتم اما ایشون گویا دست سر کچل ما برنمیداره وهمچنان هر چند ماه یه بار تماس میگیره و مثلا آدرس و تلفن خونه جدیدش رو میده یا میگه بیا تو گروه من برای هم نوازی و این حرفا... امشب ساعت 11:30 زنگ زده و ببینید من برای فرار از دستش مجبور شدم در عرض کمتر از یکدهم ثانیه چه دروغ  شاخداری ردیف کردم. مکالمه از این قرار بود :

 

-الو سلام ، من .... هستم. نرگس خانوم خودتونید؟؟

-سلام نه من خواهرشم!!!!

-پس لطف کنید بهشون بگید فردا اگر میخوان، برای گرفتن بلیط کنسرت ما تو جشنواره تشریف بیارن تالار وحدت!!

 

حالا تصور کنید من با اون صدایی که از خودم ساخته بودم سوال هم میپرسیدم و کلی هم تشکر که مرسی خبر دادید و این حرفا... در حالیکه داشتم از خنده منفجر میشدم... حالا فهمیده یا نه خدا می دونه....

 

خلاصه که خالی بندی شدم جانانه. خودم هم خیلی خجالت میکشما اما چیکار کنم. وقتی دست از سر آدم برنمیدارن..

 

امروز آخرین نمره ام رو هم گرفتم... اصلا باورم نمیشد وقتی دیدم این درس رو که امکان میدادم بیفتم با نمره 18 پاس کرده باشم... اینقدر ذوق کرده بودم که نگو و نپرس... اما این خوشحالی خیلی هم ماندگار نبود چون بالاخره بعد از یک ماه آقای طرف دیده شد و کلی با رفتارش حرص بنده رو  درآورد...البته خیالی نیست... این نیز بگذرد...

 

کمتر از یکماه تا امتحان فوق لیسانس مونده و من نمیدونم چرا اینقدر دلسرد شدم. اصلا دل ودماغ درس خوندن رو ندارم و این در حالیه که از این فرصتها خیلی بهتر از این می شه بهره برد. برام دعا کنید که آدم بشم و بشینم درس بخونم....