پام درد میکنه! دستم از تو ضعف میره! کمرم صاف نمیشه! ماهیچه های پام در ماکزیمم انقباض به سر میبرن!! خوب جنبه نداری ورزش نکن؟؟ یه هفته است با آزی میریم کلاس ایروبیک. این شده حال و روزم. ای وایییییییی!!!!!!!!!!
امروز تو کلاس یه سوتی دادیم جانانه!! اینجا که میریم هرکسی باید یه قفل کوچیک داشته باشه تا وقتی وسایلش رو گذاشت تو کمدش درش رو قفل کنه!! من و آزی هم وسایلمون رو گذاشتیم و بعد هم رفتیم ورزش کردیم وقتی برگشتیم دیدیم کلید نیست. حالا هی جیبا رو بگرد مگه پیدا میکنیم... بعد از ۵ دقیقه کاشف بعمل اومد که کمد رو قفل کردیم و یادمون رفته کلید رو از روی قفل برداریم در وافع قفل و کلید باهم به کمد بودن... اونموقع بود که به حرف داداش کوچیکه که میگه تو و آزی عین پت و مت می مونید ایمان آوردم....
اول قرار بود پنجشنبه برم مهمونی تولد آزی اما از اونجا که تو این مملکت اعیاد و تاریخهای مذهبی همیشه سر جاشون هستن!! گویا اول محرم یهو افتاده پنجشنبه .شاید چهارشنبه جشن گرفته بشه!! حالا این تولد بود و میشه کنسلش کرد یا انداخت یه روز دیگه اما اونایی که پنجشنبه عروسی داشتن باید چیکار کنن؟؟ البته به نظر من که اصلش همون ۹ و ۱۰ محرمه. آخه اول محرم که هنوز جنگ شروع نشده بوده که کسی شهید بشه.... البته میدونم به خاطر احترامه که از اول محرم دیگه جشنی برقرار نمیشه اما تو شرایط اینجوری باید چیکار کرد؟
برای این کنکوری فلک زده دعا فراموشتان نشود... |