سلام – من حالم خوب خوبه..سر و مر و گنده...

من اومدم اما نیومدم که بمونم...راستش رو بخواین من خودم رو تنبیه کردم...همیشه معتقد بودم و هستم آدم نباید به چیزی عادت کنه. عادت کردن همانا و وارد روزمرگی شدن همانا...فکرش رو بکنید به یه چیزی که عشق میورزید عادت کنید...وحشتناکه نه... عین زن و شوهرهایی که بعد از یه مدت به هم عادت میکنن...یادشون میره که عاشق باشن... بگذریم...اینا رو گفتم که بگم نباید عادت کرد. به هیچ چیز و به هیچ کس... راستش نمیخواستم اصلا تا مدتی آپ کنم چون باید تنبیه میشدم...چون به وبلاگ و وبلاگ خونی عادت کرده بودم...الان هم واسه کسایی مینویسم که تو این مدت سراغم رو گرفتن...دلم نیومد بی خبر بذارمشون...هرچند که گویا بعضی ها از نبود من سو استفاده کردن و خیالاتی داشتن مبنی بر اینکه دوستان گلی همچون سارا و مریم رو هم از دور خارج کنن اما باید به عرض برسونم از این خبرا نیست اگر هم آپ نکنم دورادور هوای رفقا رو دارم پس مواظب باشن  و بدونن گلیمشون چقدره...زود زود هم آپ کنن. در ضمن بنده هیچ شرطی رو نباختم (قابل توجه بعضیها که خیلی دلشون میخواد یه بار شرط رو ببرن) و باید بگم لج و لجبازی هم در کار نیست...نانچیکو رو هم برای کارای ضروری تر لازم دارم...

تو این مدت اصلا اکانت هم نگرفتم... این رو هم بابایی گرفته تا گهگاهی میل باکسش رو براش چک کنم ... بهرحال من خواننده وبلاگ همه اتون هستم اما نظر نمیذارم ... شرمنده ام..اما نظر گذاشتن همانا و روز از نو روزی از نو ... ولی شاید براتون ایمیل بفرستم اگه هم امری بود ایمیل بنده هست...

 

بعد هم اینکه برنامه کوله پشتی رو ساعت 5 بعداز ظهر هر روز از دست ندید... من طرفدار مجری ام خفن...

آخر آخر هم اینکه یادتون باشه(فرزاد حسنی یه بار گفت تو کوله پشتی) که:

 

تنها یک بار بگویید دوستت دارم چرا که آذرخش هیچگاه خود را تکرار نمیکند!

 

سبز باشید... من رو یادتون نره یهو دیدید برگشتم اونوقت شرمنده روی گلم نشید که چرا فراموشم کرده بودید ها!!