سلام من الان در سفرم...یعنی ایران نیستم. راستش رو بخواین تازه دو روزه اومدم اینجا...اما قدر یه دنیا دلم میگیره وقتی مبینم ایران ما با اون همه تمدن و فرهنگ الان هیچی نداره... این کامپوتره که الان تو این هتله هست فکر کنم مال جنگ جهانی دوم باشه... وحشتناکه. مانیتورش اینقدره داغونه که من نمیتونم ببینم چی تایپ میکنم.... بگذریم. معلوم نیست که دقیقا کی برمیگردیم. اما چیزی که هست اینه که من سعی میکنم حتی با این کامپیوتر قراضه هم بهتون سر بزنم... الان تو لابی هتل هستم. اگه بدونین چه قیافه هایی اجق وجقی اینجا نشستن...همه اشون نمیدونم چرا زردن.... تازه مسنجرش هم باز نمیشه. سر فرصت یه دونه واسه اشون دانلود میکنم.(همچین بزنم همه کامپیوتر قراضه اشون رو داغون تر کنم که پرتم کنن از اینجا بیرون).انگار همه منتظر من اند که بریم بیرون...فعلا بابای... با خبرهای خنده دار میام نمیدونم چرا خیال میکنم تو این مملکت ماجراهای خنده دار قراره زیاد پیش بیاد...برم ببینم چی میشه |